بوده؟). شايد زادگاهش ويلانووا بوده، ولي اين نامي غيرمتداول نيست. گفته شده ويلانووا همان ويلنولوونس محل وفات برادرزادهاش بوده است.
كشمكش ميان نامگرايي و واقعگرايي منحصر به سدههاي ميانه نبوده؛ بلكه در سدهٴ چهارم ق م، آغاز شده (ج 3، ص 2091) و نهتنها به رشد فلسفه امكان داده، بلكه موجب رشد علم و سياست هم گرديده است. علم جديد بيشتر متأثر از نامگرايي و همچنين شكاكيت و گرايشهاي ضدارسطويي روزافزون است؛ اصالت فرد و مردمسالاري جديد تحت چنين شرايطي رشد كرد.
نشانههاي بابلي در تقويم يهود (ج 3، 2157). بهعقيدهٴ بيروني(يازدهم-1) در الاًثارالباقية، يهوديان قريب 200 سال پس از اسكندر محاسبهٴ ماه نو را به طريق تازهاي آغاز كردند، تا از مشكلات ناشي از بدي روٴيت هلال مصون باشند. اظهارات بيروني بهطور غيرمستقيم با اظهارات ابن ميمون (دوازدهم-2) در
سراجالمنير تأييد ميشود.
قواعد ابن ميمون براي روٴيت هلال از لحاظ اعداد توافق كاملي دارد با تقويمي كلداني مربوط به سال 133 ق م. معلومنيست آناطلاعات كلداني به چه ترتيبي به ابن ميمون در مصر رسيده است، ولي عجيب نيست كه بخشي از آن معلومات نجوم كلداني توسط جوامع يهودي بينالنهرين حفظ شده باشد و توسط آنان به ساير جوامع يهودي انتقال يافته باشد. تعقيب آن سنّت كلداني در تقويمهاي يهودي بعد از ابن ميمون جالب خواهد بود.
نجوم عربي (ج 3، 2160). محقق نجوم عربي بايد بهكتاب كارلوآلفونسو نلينو بهنام تاريخ نجوم اسلامي مراجعه كند. همچنين ميتوان رجوع كرد بهكتاب قدري حافظ طوقان، بهنام تراثالعربالعلمي فيالرياضيات والفلك (280 ص، قاهره 1941؛ ايسيس ش 36، ص 140-142).
برخي اطلاعات دربارهٴ اخترگويي در امپراتوري مغول را ميتوان در سفرنامهٴ ماركوپولو يافت. مهمترين افراد دربار مغول پس از سرداران و كاهنان عبارت بودند از طبيبان، منجمان و بازداران. فصلي خاص ازآن كتاب بهاخترگويان شهر خانبالغ اختصاص دارد. همچنين بحثي شدهاست در باب تقويم.
صنايع پارچهبافي در انگلستان (ج 3، 2189 ـ 2190). بافتن پارچهٴ پشمي نخستين صنعت مهم انگليس بود، كه در سدهٴ چهاردهم براثر حمايت دولت رشد يافت. نخستين امتياز شناختهشدهاي كه به خارجيان دادند، نامههاي حمايتي است كه به ژان كمپ فلاندري و شركت